X
تبلیغات
رایتل

شعر

شعر کودکانه عمو پورنگ و امیر محمد

عموورنگ و امیر محمد 1                                           دانلود


 عموورنگ و امیر محمد2                                          دانلود


عموورنگ و امیر محمد3                                            دانلود                                         


عمو رنگ و امیر محمد4                                           دانلود                      

عموورنگ و امیر محمد


شعر

آهای آهای آی گرگه 

این رودخونه بزرگه 
آبش خیلی زیاده 
نمیشه رفت پیاده 
باید که قطره باشیم 
یا که یک چیز سوار شیم 
اگه کسی ببینه 
سر دمت رو می چینه 
یکی با یک گلابی 
یک کاسه لعابی 
یک موش و یک تله موش 
یک گربه و بک خرگوش
یک ماه و یک ستاره 
عید اول بهاره
یک ماه و یک ستاره
عید اول بهاره

 

 ادامه دارد.روی ادامه مطلب کلیک کنید

ی فیتیله ای فیتیله 
جمعه ها روز تعطیله 
جمعه ها روز تعطیله 
یه بیل به باغچه بزنید 
یه سر به غنچه بزنید 
گره به بقچه بزنید 
یه سر به غنچه بزنید 
یه سر به غنچه بزنید
ای فیتیله ای فیتیله 
جمعه ها روز تعطیله 
جمعه ها روز تعطیله 
یه جایی رو بونه کنید 
با گل و آب شونه کنید
شادی رو پیمونه کنید 
غصه رو بی خونه کنید 
ای فیتیله ای فیتیله 
جمعه ها روز تعطیله 
جمعه ها روز تعطیله 
پرنده شید پر بزنید 
از خونه ها دل بکنید 
به همدیگر سر بزنید 
تق تق تق در بزنید 
ای فیتیله ای فیتیله 
جمعه ها روز تعطیله 
جمعه ها روز تعطیله 
 



 زیبا , زیبا , زیبایی, ای ایران 
میهن خوب مایی ,ای ایران 
هم کوه و جنگل داری, هم دریا 
هم باغ و بستان داری, هم صحرا 
من یک دنیا خاکت را, دوست دارم 
من این خاک پاکت را, دوست دارم 
هر جای تو قشنگ است, سر تا سر 
تو مهربان با مایی , چون مادر 

 


عروسک خوشگل 
بشین کنار دل من 
شب شد لالا کن 
شب شد لالا کن 
دختر ناز و خوب من 
نازنین محبوب من 
شب شد لالا کن 
شب شد لالا کن 
عروسک خوشگل 
بشین کنار دل من 
شب شد لالا کن 
شب شد لالا کن 
دختر ناز و خوب من 
نازنین محبوب من 
شب شد لالا کن 
شب شد لالا کن 
سر شبی عروسک من
تو دل مامان و بابا 
خودش رو جا می کنه 
می ره لالا می کنه 
سر شبی عروسک من
تو دل مامان و بابا 
خودش رو جا می کنه 
می ره لالا می کنه 
نه دیگه گریه می کنه 
نه دیگه دعوا می کنه 
نه مثل بچه های بد 
داد و غوغا می کنه 




سلام سلام بچه ها 
سلام سلام غنچه ها 
سلام کنید که سلام 
سلامتی میاره 
سلام به شاخه گل 
میون سبزه زاره 
سلام کنید که سلام 
سلامتی میاره 
سلام به آسمونه 
با یک سبد ستاره 
سلام به اون صورت 
قشنگ ایرونی تون 
سلام به اون دلهای 
پر از مهربونیتون 
سلام سلام صد سلام 
ای بچه های ایران 
سلام به اون صورت
قشنگ ایرونی تون 
 


جام , جام , جام , جام جهانی 
رنگ , رنگ , رنگ 
رنگ رنگین کمانی 
گل , گل , گل , گل 
گلهای ایرانی 
ای آقا , جام جهانی 
رنگین کمانی , با گلهای ایرانی 
ای بچه ها دعا کنید 
ایران برنده باشه 
رو لبهای ایرانی 
همیشه خنده باشه 
سزخ و سفید و سبزه 
پرچممون قشنگه 
بالا میره رو دستها 
پرچمی که سه رنگه 
ایران 
ایرن 
ای آقا , سوت, سوت , سوت 
با سوت داور
شوت , شوت , شوت 
شوت بزن دلاور 
دست , دست , دست
حریف رو هل کن 
پا, پا, پا حریف رو هل کن 
حالا با سوت داور 
گل بزن دلاور 
حریف رو هل کنیم 
توپ ها رو گل کنیم


خواب ریاضی                         سروده اکرامی

باز هم خواب ریاضی دیده ام

خواب خط های موازی دیده ام

خواب دیدم می خوانم اِیگرگ زِگوند

خنجر دیفرانسیل هم گشته کُند

از سر هر جایگشتی می پرم

دامن هر اتحادی می دِ رَم

دست وپای بازه ها رابسته ام

از کمند منحنی ها رسته ام

شیب هر خط را به تندی می دوم

گوش هر ایگرگ وشی را می جوم

گاه در زندان قدر مطلقم

گه اسیر زلف حدو مشتقم

گاه خط ها را موازی می کنم

با توانها نقطه بازی می کنم

لشکری تمرین دارم بی شمار

تیغی از فرمول دارم درکنار

ناگهان دیدم توابع مرده اند

پاره خط ها نقطه ها پژمرده اند

 

در ریاضی بحث انتگرال نیست

صحبت از تبدیل ورادیکال نیست

کاروان جذر ها کوچیده است

استخوان کسر ها پوسیده است

از لُگ وبسط و نِپر آثار نیست

ردپایی از خط و بردار نیست

هیچ کس را زین مصیبت غم نبود

صفر صفرُم هم دگر میهم نبود

آری آری خواب افسون می کند

عقده را از سینه بیرون می کند

مردم از این ایکس وایگرگ داد داد

روز های بی ریاضی یاد باد




کبوتر ناز من تنها نشسته
دلم براش میسوزه بالش شکسته
به من نگاه میکنه غمگین و خسته
مامان جون مهربون بالشو بسته
کبوتر ناز من خوب میشی فردا
دوباره پر می کشی تو آسمونها

پاشو، پاشو، خورشید و نگاه کن
پاشو، پاشو، آفتابو صدا کن
پاشو، پاشو، لباستو بپوش
پاشو، پاشو، آماده شو بکوش

حرف منو گوش کن
خوابو فراموش کن
زنده کن با ورزش دل و جان

ای کودک زیبا
زودتر پاشو از جا
نیرو بخشد ورزش به انسان.






اونروز که جشن تکلیف

وقتی که بانگ اذان

می پیچه تو شهرما

من به نماز می ایستم

حرف می زنم با خدا

با اون خدا که مهربون و پاکه

خالق این زمین و آب و خاکه

با اون خدا که همتایی نداره

ابر سیاه به لطف اون، می باره

تو مدرسه به پا شد

در دل کوچک من

شور و شری به پا شد

گفتم با یاد خدا

انس می گیرم همیشه

دلم با یاد خدا

راحت و آروم میشه

شعر



شعر های کودکان







برای تو

چرا عجلــــــه داری سر به سرم میــــذاری

قدری تحمل نـــــما همه میشیم رو به راه

الان برنامه داریــــم وقت بـیخود نـــــــداریم

تو هم برو کاری کن بـــــــــیکار لازم نداریم

—–

سواد چرا نـــــداری چیـــــزی تو سر نداری

برو فردا مدرســــــه تا که سواد بیـــــــاری

—–

شلوغ چرا میکنی آب توی دوغ میکــنی

کار بیخود نکن باز رو به خدا میــــــــاری
- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - -
قصه ی فلسطین

پرنده ای خوب و قـشنگ باز داره آواز میـــــــــخــــونه

نغمه ی خوش صـدای او بچه هــــا رو شاد میــــکنه

——-

بر شاخه ی درخـــت باغ نشسته دسته ای کــــلاغ

قارقار بد صــــدا یشـــون پرنــــــــــده را رانــــده ز باغ

——-

پرنده تهنا شـــــــــده باز همـــــدم غمها شـــــده باز

نمیدونه خونش چیشـد تو باغ مملو(1) از کــــــــلاغ

——-

گــریه ی او خنده ی ما نغــــــمه ی او ســـــــوز بلا

ما قافل از گلهــای باغ که گشــته پامال کـــــــلاغ

——-

پرنده بی خونه شــده مهــمون همسایه شــــده

فقیر و بیچاره شـــــده گریه براش چاره شــــــــده

آنها که ماندن توی باغ کتک میخوردن از کـــــــلاغ

بال پریــــــــــــدن ندارن شکسته بالهاشون کــلاغ

“”(1)مملو:پر ، انباشته”"

- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -
روز اول مدرسه

پاییز چون از راه میرســــــه ســــرما رو با خـــــود میاره

مدرسه ها چون باز میشه خیلی کار ها شروع میشه

اتوبوس ها شلوغ میشـــه سرو صـــدا بلنــد میشـــه

کــــوچه هــا و خیابـــونـــــا پر از صـــدای بچـــــه هـــا

هر طـــرفی هــی مـــیدون دور و بـــر بــــزرگــــتــــــــرا

همـــــه به کاری مشغولند راضــــی و شاد و شنگلند

مادر بزرگ هــم خوشحاله نوه هاشو هی میشماره

تو شــــهر ما که تـــــهـرونه خونه هاش مثل زنــــدونه

جای بازی خــــیلی کــــمه خیابونــــاش چو رودخـونه

اما به جـــای آب ماشـــین آدم رو حیــرون میــــکــنه

کـــوه بهـــتر از این تــهرونه کرده مارو پــــــاک دیـوونه

- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -
روز اول مهر

بچه ها دســـــته دســــته دارن میرن مدرســــــه

خوشحال و شاد و خندون مدرسه ها باز شــــده

صف میکشــــــن تو حیاط همه چو شاخ نبـــــات

آقا مدیــــــر بـــا ناظــــــــم میگن ز نظم و کتـــاب

زنگ اول خــــــوش آمــــــد بــعضی بودن ناراحت

علـــــــــی چــرا نــــــــیامد او سال قبل با ما بود

کـــــــلاس چهــــارمی بود دیــــــــگه باید میامد



یک نـــــفر از بــــــــــچه ها همسایه بود با اونــــــها

گفت که علی با بابـــــاش رفته دیگه از اینجــــــــــــا

علی چو بود خوش اخلاق دوستش داشتند بچه ها

- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -
معلم مهربان

درب کلاس چو باز شد کلاس یهو ساکت شــــد

یــــکی صـــدا زد برپــــا اومد آقـــــا بـــچـــه هـــــا

—–

معلم امسال مرد است برای بعضی ها درد است

میگن خانـم هـرچــه بد بهتر از هرچـه مـرد است

—–

یـــکی از ایــــن بچه ها که بود دلیر و شــــــجاع

گـــفت به معـــــلم آقــا باز تـــو میـــایی فـــــردا

معلـــم لبخـــــــندی زد پــــرده هارو کنـــــــار زد

گفــــت کـــه تا روز آخـر مــــــنم براتــــون یــــاور

معلم دوست شماست کارش مــــثل انــبیاست

معلم قصـــــــه ها گفت غم همه را او شـــــست

بچه ها شاد و خندون خلاص شدن ز زنــــــدون

معـــــلم مهـــــربـــــان تابـــــــع دیــــــــن و قـرآن

چـــــو گل صفا میـاره بــــهار باخـــــود مـــــیاره

- – – - – - – – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -










مامانم می گفت:

خواب می دیدم بچه شدم

مثل گل باغچه شدم

پیرهن چین چین پوشیدم

دنبال توپم دویدم

اما وقتی بیدار شدم

دیدم که بچه نیستم

یک گل باغچه نیستم

خودم یه بچه دارم

گل توی باغچه دارم

بچه ی من گل منه

قمری و بلبل منه 



...................................................................................................




شاعر: ایرج قنبری

عینک مادر بزرگ
چند روزیه شکسته
انگار یه عالمه غم
توی دلش نشسته
هرجا که میخواد بره
منو صدا میکنه
اونوقت با مهربونی
منو دعا میکنه
خدا کنه که چشماش
دوباره خوب ببینه
چون که دلم نمیخواد
غم تو دلش بشینه




 

ای زنبور طلایی
پاشو پاشو بهاره
پاشو پاشو بهاره

ای زنبور طلایی
پاشو پاشو بهاره
پاشو پاشو بهاره نیش می زنی بلایی
گل وا شده دوباره
گل وا شده دوباره

نیش می زنی بلایی
عسل بساز دوباره
عسل بساز دوباره 

                                   

من درختم سایه دارم سبز و خوشگلم میوه می دم هر سال
بچه خوب، چه می کنی ؟؟ حرفمو گوش کن نچین میوه کال
شاخه هامو تو نشکنی من تو رگام خون دارم
یادت باشه، من زنده ام من تو بدن جون دارم
در پای من بریز آب همیشه تا که شوم سرسبز
بذار بیان به روی شاخه هامون هم گنجشک و هم سار
یادت باشه پاییز میاد برگای من می ریزه
یه روز می شه که خشک می شم چوبم برات یه میزه




شاعر: مریم استقامت

گل سرخی زیبا
تو گلا پژمرده
باد و طوفان شاید
غنچه اش را برده
تازه و کوچک بود
سبز و نشکفته و ترد
نکند دست کسی
غنچه را با خود برد
گوش کن میخواند
گرم و زیبا بلبل
دوستانش هستند
غنچه های یک گل
کاشکی هیچکسی
نکند آنها را
تا ببینند همه
همه گلها را